اختلال شخصیت ضداجتماعی

تعداد نظرات :0
آنچه در این مقاله خواهید خواند ...

دروغ گفتن، قانون‌شکنی، بی‌مسئولیتی یا حتی رفتار پرخاشگرانه، به‌تنهایی چیزهایی نیستند که بتوان با آن‌ها درباره‌ی شخصیت یک انسان قضاوت کرد. ممکن است فردی در دوره‌ای از زندگی رفتاری تکانشی داشته باشد، دروغ بگوید، تعهدی را زیر پا بگذارد یا تصمیمی بگیرد که بعداً از آن پشیمان شود. اما وقتی این رفتارها در طول زمان تکرار می‌شوند، در موقعیت‌های مختلف زندگی دیده می‌شوند و به شیوه‌ای نسبتاً ثابت برای برخورد با دیگران و زندگی تبدیل می‌شوند، دیگر فقط با چند «رفتار بد» روبه‌رو نیستیم.

اختلال شخصیت ضداجتماعی یا Antisocial Personality Disorder (ASPD) به چنین الگویی اشاره دارد؛ الگویی پایدار که در آن فرد بارها حقوق دیگران و قواعد اجتماعی را نادیده می‌گیرد و این موضوع می‌تواند خود را در فریبکاری، تکانشگری، پرخاشگری، بی‌مسئولیتی، رفتارهای پرخطر و نپذیرفتن پیامدهای رفتار نشان دهد. بنابراین، تشخیص این اختلال بر اساس یک دروغ، یک دعوا، یک سابقه‌ی کیفری یا حتی چند رفتار آسیب‌زننده انجام نمی‌شود؛ چیزی که اهمیت دارد، گستردگی و تداوم این الگوست.

همین‌جا لازم است یک برداشت رایج را کنار بگذاریم: اختلال شخصیت ضداجتماعی با «جنایتکار بودن» یکی نیست. رفتار مجرمانه می‌تواند بخشی از این اختلال باشد، اما همه‌ی افراد مبتلا الزاماً مرتکب جرایم شدید نمی‌شوند و از آن طرف، هر فردی که قانون را زیر پا گذاشته یا رفتاری مجرمانه داشته، مبتلا به ASPD نیست. تشخیص به یک الگوی شخصیتی گسترده‌تر مربوط می‌شود.

فردی که در روابط خود به حقوق و احساسات دیگران بی‌توجه است.

وقتی رفتارها از یک اتفاق فراتر می‌روند

در ارزیابی بالینی، مهم است که ببینیم فرد چگونه بارها و بارها با قانون، حقیقت، مسئولیت و حقوق دیگران برخورد می‌کند. ممکن است کسی مرتب دروغ بگوید یا برای رسیدن به منفعت شخصی دیگران را فریب دهد. فرد دیگری ممکن است بارها بدون توجه به پیامدها دست به رفتارهای پرخطر بزند، تعهدات مالی خود را انجام ندهد یا شغل‌هایش را به شکلی بی‌ثبات رها کند. در شخص دیگری شاید پرخاشگری و درگیری‌های مکرر برجسته‌تر باشد.

DSM این الگو را در هفت حوزه‌ی اصلی توصیف می‌کند و برای مطرح شدن تشخیص، وجود دست‌کم سه مورد از این هفت ویژگی لازم است: بی‌اعتنایی مکرر به قوانین و هنجارهای اجتماعی، فریبکاری، تکانشگری یا ناتوانی در برنامه‌ریزی، تحریک‌پذیری و پرخاشگری، بی‌احتیاطی نسبت به ایمنی خود یا دیگران، بی‌مسئولیتی مداوم و فقدان پشیمانی یا توجیه آسیب‌رساندن به دیگران. اما این هفت مورد را نباید مثل چک‌لیستی برای خودتشخیصی خواند؛ در تشخیص واقعی، سابقه‌ی زندگی و نحوه‌ی تداوم این رفتارها در طول زمان نیز بررسی می‌شود.

مثلاً بی‌مسئولیتی در اینجا فقط به معنی دیر رسیدن یا فراموش کردن یک قبض نیست. صحبت از الگویی تکرارشونده است که در آن فرد بارها از انجام تعهدات شغلی یا مالی خود شانه خالی می‌کند و اهمیت پیامدهای آن را نادیده می‌گیرد. درباره‌ی تکانشگری هم منظور یک تصمیم عجولانه‌ی گاه‌به‌گاه نیست؛ مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که تصمیم‌گیری بدون توجه کافی به پیامدهای آینده، به یک شیوه‌ی ثابت رفتاری تبدیل شده باشد.

یکی از ویژگی‌های مهم دیگر، فقدان پشیمانی است. فرد ممکن است بعد از آسیب زدن، آن را کوچک بشمارد، نسبت به رنج ایجادشده بی‌تفاوت باشد یا برای رفتار خود دلیلی بیاورد که مسئولیت را از خودش دور کند. با این حال، باید دقت کرد که «کمبود همدلی» با «معیار تشخیصی» یکی نیست. همدلی پایین ممکن است در برخی افراد دیده شود، اما تشخیص ASPD صرفاً بر اساس اینکه کسی چقدر همدل به نظر می‌رسد انجام نمی‌شود.

یک شرط مهم که خیلی‌ها نمی‌دانند

یکی از تفاوت‌های مهم ASPD با بسیاری از مشکلات رفتاری این است که تشخیص آن به تاریخچه‌ی فرد در سال‌های کودکی و نوجوانی هم نگاه می‌کند.

برای تشخیص طبق معیارهای DSM، فرد باید حداقل ۱۸ سال داشته باشد و شواهدی از اختلال سلوک با شروع پیش از ۱۵ سالگی وجود داشته باشد. اختلال سلوک به الگوی جدی و مداوم رفتارهایی در کودکی و نوجوانی گفته می‌شود که حقوق دیگران یا هنجارهای اساسی را نقض می‌کنند. این می‌تواند در رفتارهایی مانند پرخاشگری جدی، تخریب اموال، دزدی یا فریبکاری و نقض مکرر قوانین دیده شود. در کنار آن، رفتارهای ضداجتماعی در بزرگسالی نیز باید ادامه پیدا کرده باشند.

اما این شرط به هیچ وجه به این معنا نیست که هر نوجوان پرخاشگر یا هر کودکی که قوانین را جدی نمی‌گیرد، در آینده دچار ASPD خواهد شد. مشکلات رفتاری دوران کودکی می‌توانند مسیرهای متفاوتی داشته باشند و عوامل خانوادگی، اجتماعی، فردی و رشدی در ادامه‌ی آنها نقش دارند. به همین دلیل، سابقه‌ی کودکی در تشخیص اهمیت دارد، اما پیشگویی قطعی آینده نیست.

ASPD، سایکوپاتی و «سوسیوپاتی» یکی نیستند

یکی از جاهایی که زبان روزمره با زبان علمی قاطی می‌شود، همین بخش است. اصطلاح «سایکوپات» در فیلم‌ها و شبکه‌های اجتماعی بسیار استفاده می‌شود و معمولاً تصویری از فردی سرد، فریبکار و بی‌رحم می‌سازد. اما Psychopathy و ASPD مترادف نیستند.

ASPD یک تشخیص رسمی است که عمدتاً بر الگوهای رفتاری ضداجتماعی تمرکز دارد. در مفهوم سایکوپاتی، علاوه بر رفتارهای ضداجتماعی، ویژگی‌های بین‌فردی و عاطفی مانند فریبکاری، سطحی بودن هیجان و سردی عاطفی نیز نقش پررنگ‌تری دارند. در نتیجه، میان این دو مفهوم هم‌پوشانی وجود دارد، اما یکی را نمی‌توان به سادگی جای دیگری گذاشت. «سوسیوپاتی» نیز اصطلاح تشخیصی رسمی DSM نیست.

این تفکیک فقط یک بحث اصطلاح‌شناختی نیست. وقتی هر فرد دروغگو، خودخواه یا خشن را «سایکوپات» می‌نامیم، مرز میان یک اختلال بالینی و یک قضاوت اخلاقی از بین می‌رود.

چرا این الگو در بعضی افراد شکل می‌گیرد؟

هیچ علت واحدی برای ASPD وجود ندارد. آنچه پژوهش‌ها نشان می‌دهند، بیشتر تعامل میان مجموعه‌ای از عوامل زیستی، روان‌شناختی و محیطی است. برخی ویژگی‌های خلقی، دشواری در کنترل تکانه، نحوه‌ی یادگیری از پیامدهای رفتار و تفاوت‌هایی در پردازش هیجان و تصمیم‌گیری در پژوهش‌ها مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ در کنار آنها، شرایط خانوادگی و محیطی نیز می‌توانند در افزایش یا کاهش خطر نقش داشته باشند.

تجربه‌هایی مانند سوءرفتار، غفلت، بی‌ثباتی شدید خانوادگی، انضباط خشن یا ناسازگار و قرار گرفتن در معرض رفتارهای ضداجتماعی ممکن است با مسیر رشد این مشکلات ارتباط داشته باشند، اما نباید از آنها یک فرمول ساده ساخت. یک تجربه‌ی تلخ در کودکی، به‌تنهایی شخصیت ضداجتماعی نمی‌سازد و بسیاری از افرادی که کودکی دشواری داشته‌اند، هرگز به ASPD مبتلا نمی‌شوند.

از طرف دیگر، ژنتیک نیز به معنای «ژن ضداجتماعی بودن» نیست. وراثت می‌تواند در برخی ویژگی‌های مرتبط با خطر نقش داشته باشد، اما شخصیت و رفتار انسان حاصل تعامل پیچیده‌ی زمینه‌های زیستی و تجربه‌های زندگی است.

وقتی مشکل وارد رابطه می‌شود

برای اطرافیان، شاید ASPD بیشتر از هر جا در روابط خود را نشان دهد. رابطه با فردی که الگوهای ضداجتماعی پررنگی دارد، ممکن است با دروغ، بی‌ثباتی، خلف وعده، بهره‌کشی یا نادیده گرفتن مکرر نیازها و مرزهای طرف مقابل همراه شود. مشکل اصلی معمولاً یک اختلاف ساده نیست؛ مسئله این است که آیا این رفتارها در طول زمان تکرار می‌شوند و آیا فرد مسئولیت سهم خود را در آنها می‌پذیرد یا نه.

ممکن است کسی در آغاز آشنایی بسیار اجتماعی، متقاعدکننده و خوش‌صحبت باشد و بعدها بخش‌های مشکل‌دارتر رفتار او آشکار شود. اما «جذاب بودن» یا «کاریزماتیک بودن» به خودی خود نشانه‌ی ASPD نیست. آنچه ارزش بیشتری برای مشاهده دارد، هماهنگی میان حرف و عمل، نحوه‌ی برخورد با تعهدات و واکنش فرد به آسیب‌هایی است که رفتار خودش برای دیگران ایجاد می‌کند.

از این زاویه، برای فردی که در یک رابطه‌ی دشوار قرار گرفته، همیشه لازم نیست بداند طرف مقابل دقیقاً چه تشخیصی دارد. شناخت الگوهای فریب، تهدید، سوءاستفاده یا بی‌مسئولیتی و تعیین مرزهای روشن، از پیدا کردن یک برچسب تشخیصی برای او مهم‌تر است.

هر آدم دروغگو یا بی‌مسئولیتی ضداجتماعی نیست

این شاید کاربردی‌ترین نکته برای خواننده‌ای باشد که این مقاله را می‌خواند و ناگهان چهره‌ی یکی از اطرافیانش جلوی چشمش می‌آید.

یک فرد ممکن است دروغ بگوید، زود عصبانی شود، مسئولیت‌پذیر نباشد یا حتی مرتکب جرم شده باشد، اما هیچ‌کدام از اینها به تنهایی برای تشخیص ASPD کافی نیست. تشخیص نیازمند بررسی یک الگوی پایدار و فراگیر است؛ الگویی که ریشه‌های آن به دوره‌ی نوجوانی برمی‌گردد و در بخش‌های مختلف زندگی ادامه پیدا کرده است. همچنین باید بررسی شود که رفتارها فقط در زمینه‌ی اختلال دیگری مانند دوره‌های مانیا یا روان‌پریشی رخ نمی‌دهند و توضیح مناسب‌تری برای آنها وجود ندارد.

به همین دلیل، خواندن این مقاله نمی‌تواند جای ارزیابی تخصصی را بگیرد. حتی در خدمات تخصصی، تشخیص ASPD بر اساس ارزیابی بالینی ساختاریافته و بررسی سابقه‌ی فرد انجام می‌شود.

درمان؛ وقتی هدف، کاهش آسیب و تغییر الگوهاست

درمان ASPD آسان نیست، اما «درمان‌ناپذیر بودن» هم تعبیر دقیقی نیست. یکی از دشواری‌ها این است که بعضی افراد ممکن است مشکل اصلی را در رفتار خود نبینند یا انگیزه‌ی کمی برای تغییر داشته باشند. به همین دلیل، ایجاد همکاری و رابطه‌ی درمانی قابل اعتماد اهمیت زیادی دارد.

شواهد درمانی برای ASPD هنوز محدود است، اما مداخلات روان‌شناختی، به‌ویژه رویکردهای شناختی و رفتاری، می‌توانند برای مشکلاتی مانند تکانشگری، دشواری‌های بین‌فردی و رفتارهای ضداجتماعی در نظر گرفته شوند. در افرادی که سابقه‌ی رفتار مجرمانه دارند، مداخلاتی که مشخصاً بر کاهش تکرار این رفتارها تمرکز می‌کنند نیز می‌توانند بخشی از برنامه‌ی درمان باشند.

نکته‌ی مهم این است که دارویی برای «درمان خود ASPD» وجود ندارد و دارودرمانی به‌طور معمول برای خود اختلال یا صرفاً برای کنترل خشم، پرخاشگری و تکانشگری توصیه نمی‌شود. اگر مشکلات دیگری مانند افسردگی، اضطراب یا سوءمصرف مواد هم وجود داشته باشند، آنها باید به شکل جداگانه و بر اساس راهنماهای مربوط درمان شوند.

در نتیجه، هدف درمان لزوماً این نیست که شخصیت فرد را یک‌شبه تغییر دهیم. هدف واقع‌بینانه‌تر می‌تواند کاهش رفتارهای آسیب‌زا، بهتر شدن کنترل تکانه، تصمیم‌گیری مسئولانه‌تر، کاهش رفتارهای مجرمانه و رسیدگی به مشکلات همراه باشد.

شناختن اختلال، برای برچسب زدن نیست

اختلال شخصیت ضداجتماعی از آن تشخیص‌هایی است که خیلی سریع با قضاوت اخلاقی درهم می‌آمیزد. اصطلاحاتی مثل «بی‌وجدان»، «بی‌رحم» یا «آدم بد» شاید در توصیف یک تجربه‌ی شخصی به کار بیایند، اما جای تشخیص روان‌شناختی را نمی‌گیرند.

آنچه در ASPD اهمیت دارد، یک رفتار منفرد نیست؛ الگویی پایدار از نادیده گرفتن حقوق دیگران، فریبکاری، تکانشگری، بی‌مسئولیتی و رفتارهای پرخطر است که ریشه‌های آن به سال‌های اولیه‌ی رشد برمی‌گردد و در بزرگسالی ادامه پیدا می‌کند. این تفاوت، هم جلوی برچسب‌زنی بی‌دلیل را می‌گیرد و هم کمک می‌کند رفتارهای واقعاً آسیب‌زا را جدی‌تر ببینیم.

شناخت علمی این اختلال قرار نیست به ما یاد بدهد چه کسی «آدم بدی» است. قرار است کمک کند وقتی با یک الگوی پایدار و آسیب‌زا روبه‌رو می‌شویم، آن را دقیق‌تر ببینیم؛ نه آن‌قدر ساده کنیم که هر رفتار ناخوشایندی را بیماری بدانیم و نه آن‌قدر نادیده بگیریم که آسیب‌های واقعی در پشت یک برچسب مبهم پنهان بمانند.

فیلتر قیمت
‫فیلتر قیمت - اسلایدر
1تومان648,000تومان